سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
سینه خردمند صندوق راز اوست و گشاده‏رویى دام دوستى و بردبارى گور زشتیهاست . [ یا که فرمود : ] آشتى کردن ، نهان جاى زشتیهاست و آن که از خود خشنود بود ناخشنودان او بسیار شود . [نهج البلاغه]

علل ناتوانی جنسی

ارسال‌کننده : هامی در : 90/1/30 12:38 صبح


                                                                                علل ناتوانی جنسی

علل ناتوانی جنسی

 ناتوانی جنسی      

ناتوانیهای جنسی در مردان، معمولا به قرار زیر است :

1- کمبود یک بیضه

2- کوچکی بیضه

3- تنبلی بیضه

4- زود رسیدن به حد انزال

5- دیر رسیدن به حد انزال

6- انزال پیوسته

7- دیر نعوظ کردن

8- زود خوابیدن نعوظ

9- نعوظ سست
کم بودن «منی» چه ربطی به کارهای مغزی و روانی دارد ؟
در اینجا این پرسش به میان می آید که کم بودن «منی» چه ربطی به کارهای مغزی و روانی دارد ؟ در پاسخ آن باید بگویم که : مقداری از «منی» جذب خون انسان میشود و در ساختن سلولهای مغزی و استخوانی و دیگر لوازم بدن انسان کمک بسیار خوبی میکند. اکنون اگر کسی در اثر «جلق زدن» در نوجوانی یا جوانی مقدار زیادی از «منی» خود را هدر دهد و حرم کند نتیجه آن این است که مغز و اعصاب- بویژه اعصاب چشم ها و شنوایی انسان- از آن مقدار «منی» که در نیرو بخشیدن به مغز و اعصاب لازم است بی بهره و محروم می شوند و رفته رفته آن نوجوان یا جوان مبتلا به بلای را از نظر قوای مغزی و عصبی ناتوان می سازند. در نتیجه چنین فردی از نظر «ظریب هوشی» و کنترل اعصاب و بینایی چشم و محکمی مهره های کمر دچار ناتوانی و ضعف میشود و دستی دستی خود را با آن عمل ناپسند «استمناء» به ورطه زیانهای جبران ناشدنی می اندازد. از سوی دیگر مقداری از «منی» صرف رشد خود « بیضه ها» می شود. ولی نوجوان یا جوانی که عادت به « استمناء» پیدا می کند با هدر دادن «منی» خود جلوی رشد طبیعی و لازم بیضه های خود را می گیرد و با این کار نکوهیده، باعث می شود که بیضه هایش رشد لازم را نکنند و کوچک بمانند. بیضه هایی هم که از اندازه لازم کوچکتر باشند روشن است که نمی توانند به اندازه کافی «منی» بسازند. در نتیجه آن جوان مبتلا به «استمناء» با بیضه های کوچک و «منی» ناکافی، هم به مغز و استخوان و اعصاب خود زیان میرساند و هم اگر ازدواج کند نخواهد توانست از نظر «لذت جنسی» همسر خود را خشنود سازد و در انجام این عمل- یعنی « آمیزش جنسی» که از نظر شرعی و اجتماعی و بقای نسل انسانی کاری است لازم و پسندیده کامیاب و روسپید نخواهد بود.

در همین جا لازم و بسیار واجب است که به نوجوانان و جوانان و مردانی که به عمل ناشایست و زشت «استمناء» مبتلایند هشدار دهیم و به آنان سفارش اکید بکنیم که: ای عزیزان ! « منی» شما مایع گرانبهایی است که در نیرو رساندن به مغز و اعصاب و استخوان و مهره های کمر شما بزرگترین نقش را بعهده دارد. هر گونه هدر دادن این مایع گرانبها بویژه هدر دادن آن از راه عمل ناشایسته « استمناء» - مغز و اعصاب و استخوانها و مهره های کمر شما را رفته رفته ناتوان و فرسوده خواهد کرد و شما را دچار « پیری و از کار افتادگی زودرس» خواهد ساخت. اگر می خواهید مغزی فعال و توانا، اعصابی آسوده و قوی، استخوانهایی محکم و زنده و مهره های کمری سفت و مردانه کاری داشته باشید، از هر گونه دفع شهوت نامشروع و غیر لازم و غیر طبیعی جدا خودداری و دوری کنید. بدانید که اگر به این کار زشت و زیان آور خود ادامه دهید، روزی که ازدواج کنید نخواهید توانست از « آمیزش جنسی» لذت ببرید و نخواهید توانست همسر خود را نیز راضی و خشنود کنید و در نتیجه زندگی زناشوئیتان تلخ و سیاه خواهد شد. این نکته را باید یادآوری و روشن کنیم که بسیاری کسان گمان می کنند که « منی» تنها برای « آمیزش جنسی» بکار می رود و فقط برای این کار لازم است و بس !

« منی» در بدن انسان و ساختن و نیرومند کردن بدن و اندامهای انسان نقش بسیار داد که در مقایسه با نقش « عمل جنسی» آن بسیار بالاتر و با اهمیت تر است.

منی» در ساختمان بدن انسان، نقش های زیر را دارد :

- نیرو رساندن به اعصاب چشم ( = بینایی)

- نیرو رساندن به اعصاب گوش ( = شنوایی)

- نیرو رساندن به اعصاب مغز ( = رشته های عصبی)

- نیرو رساندن به مهره های کمر

- نیرو رساندن به استخوانها

- نیرو رساندن به دستگاه تنفسی

و چند کار ارزشمند دیگر که همه برای تندرستی و سلامت و طول عمر و شیرینی زندگی انسان نقش مهم دارد.

به آن گروه از جوانانی که به بیماری « جلق زدن» مبتلایند سفارش می کنیم که : (اولا) با ورزش و سرگرمیهای سالم و مطالعه کتابهای غیر رابطه جنسیی، بکوشید که خود را از نظر بدنی و مغزی توانا و با اراده کنید. (دوما) هر چه زودتر با فراهم کردن زمینه های یک زندگی مشترک، ازدواج کنند تا با بهره وری از عشق و آمیزش با همسرشان، عادت نامشروع و ناپسند « جلق» را از سرشان بیندازند.

بهترین و تنها راه درمان بیماری « استمناء» ازدواج و زندگی زناشویی است یا سرگرم شدن به ورزش و تفریحات سالم.

جوانان باید بجای آنکه دنبال ارضاء نفسانیات خود از راههای آسانیات و فرعی و نامشروع باشند و پول و وقت و نیروهای جسمی و روانی را صرف اینگونه کارها و لذت های بد فرجام کنند، باید بکوشند که کاری اساسی و لازم انجام دهند یعنی بکوشند که کاری مناسب و درست با حقوق مناسب بدست آورند و مقدمات یک زندگی نسبتا روبراه را فراهم سازند و با دختری که مورد علاقه شان است ازدواج رسمی کنند تا هم خود سر و سامان گیرند و آینده روشنی داشته باشند و هم از آلوده شدن به بلاها و بیمارهایی چون « استمناء» رهای یابند.

کوچکی بیضه ها

معمولا بیضه پسرها بطور مادرزاد متعادل و به اندازه لازم است بسیار اندکند پسرهایی که با بیضه های کوچک و غیرطبیعی از مادرزاده شوند.

پس ، علت اصلی کوچکی بیضه ها در جوانان و مردانی که به این عارضه دچارند چیست؟ در اینجا بدون روددربایستی باید بگوییم که این کوچکی بیضه ها در برخی از جوانان و مردان این است که آنان به عادت زشت و نکوهیده «جلق» مبتلا هستند یا در گذشته به این عادت مبتلا بوده اند.

جوانان و مردانی که از دوره نوجوانی به کار ناپسند و زیان آور «استمناء» عادت می کنند و این کار زشت را چند سال پیوسته تکرار می کنند رفته رفته هم خود از نظر روحی و روانی ضعیف و آشفته می شوند و هم بیضه هایشان کوچک و کوچکتر می شوند تا آنجا که اگر روزی ازدواج کنند بیضه های کوچک و ناتوان آنها نخواهند توانست کار طبیعی خود را بطور بایسته و شایسته انجام دهند یعنی بیضه های آنان از ساختن «منی» به اندازه متعادل و لازم عاجز خواهد بود و در نتیجه نه تنها در عمل آمیزشی جنسی با همسر خود نخواهند توانست او را خشنود سازند بلکه این کم بودن «منی» از نظر فعالیتهای مغزی و روانی نیز برای آنها زیان هایی را در بر خواهد داشت.

« زود به انزال رسیدن»

پیش از این گفتیم که « استمناء» بیماری خطرزایی است که می تواند در اثر تکرار، برای شخص عارضه های جبران ناپذیر پیش آورد. یکی از آن عارضه ها همین « زود به انزال رسیدن» است. مردی که در نوجوانی و آغاز جوانی به « استمناء» مبتلا شده است، اکنون که بزرگ شده و زن گرفته و زندگی خانوادگی تشکیل داده ات و میخواهد خود و همسرش را از لذت آمیزش جنسی برخوردار کند، ناگهان می بیند که در اثر بیماری « زود انزال شدن»، نه خود می تواند لذت ببرد و نه می تواند همسرش را خشنود سازد.


انزال پیوسته ( یا انزال بی مورد) :

این ناتوانی جنسی چنین است که شخص بدون آنکه آمیزش جنسی انجام داده باشد، ناگاه و بیگاه از او « منی » بیرون آید یعنی بی جهت‌ « انزال » کند.

میدانیم که مردی که دارای سلامت جنسی است تنها هنگامی « انزال» به او دست می دهد که با همسرش آمیزش جنسی کند. ولی شخصی که بی جهت بیگاه به او « انزال» دست می دهد و از « منی » بیرون می آید بیگمان دچار ناتوانی جنسی و ضعف دستگاه تناسلی است و باید هر چه زودتر در درمان خود بکوشد.

علت این ناتوانی، به قرار زیر است :

الف) عادت به « استمناء» در نوجوانی پیش از ازدواج

ب) ناراحتی دستگاه عصبی بویژه اعصاب قلب.

باری اگر مردمی که مبتلا به « انزال بی مورد است» هنوز عادت به « استمناء» دارد باید هر چه زودتر آنرا کنار بگذارد و تنها با همسر خود آمیزش کند.

دو- اگر چنین مرد مبتلا به « انزال بی مورد» هنوز زن نگرفته باید بکوشد که هر چه زودتر زن بگیرد و تشکیل زندگی مشترک بدهد تا از عادت خانمانسوز « جلق زدن» نجات یابد و تنها از راه آمیزش جنسی با همسر خود، به لذت جنسی دست یابد.

دیر « نعوظ » کردن :

« نعوظ » یعنی خیزش و سیخ شدن آلت مردانه. مرد بطور طبیعی باید از همان آغاز آمیزش جنسی با همسر خود، آلتش بجنبد و برخیزد تا دلیل بر سلامت جنسی او باشد. مردی که در هنگام آغاز آمیزش با همسرش، چندین دقیقه طول می کشد تا با مالش و دستاویزهای دیگر توسط زن، آلتش بجنبد یعنی « نعوظ » برای او به زحمت دست می دهد، چنین مردی دچار ناتوانی جنسی و از « سلامت جنسی» برخوردار نیست.

علت « کندی نعوظ» به قرار زیر است :

الف) عادت به استمناء مرد در دوران نوجوانی و آغاز جوانی. در چنین صورتی، اگر مرد هنوز هم دچار بیماری زشت « استمناء» است باید هر چه زودتر این عمل زیان آور و نکوهیده را ترک کند.

ب) کشیدن تریاک یا مواد مخدر دیگر.

در این صورت ، مرد باید هر چه زودتر خود را از هرگونه اعتیاد به ماد مخدر نجات دهد.

زود خوابیدن نعوظ : مردانی هستند که در آغاز آمیزش جنسی با همسرشان، به آنان « نعوظ » دست می دهد و مشکلی ندارند ولی در میانه آمیزش یعنی در آن هنگام که نه مرد و زن هیچیک هنوز به لذت کامل نرسیده اند، یکباره « نعوظ » مرد می خوابد و مانع از ادامه آمیزش می شود آنگاه مرد ناچار است که باز با زحمت و یا به کمک همسرش باری خود حالت « نعوظ » را میسر کند.

« کندی نعوظ» یکی از ناتوانی های جنسی است. این ناتوانی چند علت دارد :

1) عادت به « استمناء» در دوره نوجوانی و آغاز جوانی.

2) ضعف اعصاب یا ناتوانی جسمانی.

3) اعتیاد به تریاک یا مواد مخدر دیگر.



سستی نعوظ :



هستند مردانی که نعوظ به آنها دست می دهد ولی کامل نیست. روشن است که مردی که از نظر جنسی سالم است باید « مردی» اش در هنگام نعوظ، سخت و سفت و بادوام باشد تا بتواند آمیزش جنسی با همسرش را بطور رضایت بخش انجام دهد.

این وضع ( یعنی سستی نعوظ) به مردانی دست می دهد که نزدیک پنجاه سال ( حد میانسالی) داشته باشند و آنها در نوجوانی و آغاز جوانی عادت به « جلق زدن» می‌داشته اند. و در نتیجه، در میانسالی پیش از پا گذاشتن به پیری- در اثر آن عادت زشت، دچار سستی نعوظ شده اند.

بیماری « ایدز» نتیجه عمل زشت لواط : خدای دانا و بزرگ زن را برای مرد و مرد را برای زن آفریده است تا همدیگر را کامل کنند و در کنار هم تشکیل زندگی مشترک دهند و با برخورداری از عشق و محبت یکدیگر، زندگی شیرین و گرمی را بسازند.

بطور طبیعی و سالم، زن به مرد و مرد به زن کشش جنسی و شهوانی دارد. هر مرد دارای غریزه جنسی ( = میل شهوانی) است و این غریزه را تنها از راه آمیزش و نزدیکی با همسر خود می تواند ارضاء کند. هر زن نیز غریزه جنسی خود را تنها از طریق مرد (= شوهر) می تواند پاسخ دهد و ارضاء کند. لذت بردن مرد از زنش و بالعکس، یک قانون طبعی شرعی، علمی و عقلی است. هیچ مرد سالمی حتی در طول چهل پنجاه سال آمیزش جنسی با همسر سالم خود، دچار بیمای آمیزشی نمی شود زیرا از نظر بهداشتی و علمی، نزدیکی و آمیزش جنسی میان زن و شوهر کاری است لازم، پسندیده و درست. و هر چیز که از نظر علمی و شرعی و پزشکی درست و پسندیده باشد ارزش وجودی آن غیر قابل تردید است.


فقط آمیزش جنسی زن و شوهر

ولی بجز آمیز جنسی زن و شوهر، هرگونه راههای دیگر رفع شهوت، غیر بهداشتی، غیر علمی، غیر شرعی و غیر عقلی است. و هر چیز که با علم و شرع و عقل در تضاد باشد مسلم است که زیان آور و خطرساز است و گناه محسوب می شود. یکی از راههای غیر شرعی و غیر علمی دفع شهوت « لواط» است.

تا دو سه سال پیش، خیلی ها می پنداشتند که « لواط» عمل چندان زیان آوری نیست. از این نظر، حتی در کشورهایی پیشرفته چون انگلستان و بلژیک لایحه « ازدواج مرد با مرد» را به مجلسهای قانونگذاری خود بردند و به تصویب رساندند
در ایران 40% طلاق ها به علت عدم رضایت جنسی صورت می گبرد. این پدیده هر چند ممکن است در نظر اول عجیب و یا باورنکردنی به نظر برسد و شاید به نظر پاره ای متشرعین ، بیش از حدمتآثر از مکتب فرویدباشد یا به نوعی ساده کردن مسئلهء طلاق به نظر برسد، ولی از دیدگاه بسیاری از صاحب نظران، امری مقرون به واقعیت و حتی حقیقتی انکار ناپذیر است.
عدم رضایت جنسی خصوصاَ در جامعهء ما از شیوع بسیار بالائی برخورداراست. اکثر زنان و مردان متآهل از روابط جنسی خود لذت کامل و کافی را درک نمی کنند. این مسئله حداقل در مورد زنان به شدت صادق است.
پژوهشی که چند سال پیش در یکی از شهرهای غربی ایران به انجام رسید نشان داد که بیش از 90% زنان متآهل شهری هیچگاه در عمر خود ارگاسم (اوج لذت جنسی) را تجربه نکرده اند.اغلب افراد متآهل (اعم از زنان یا مردان) گمان می کنند که رابطهء جنسی سرویسی است که توسط زنان به شوهرانشان داده می شود و در اصل به منظور تآمین آسایش مردان صورت می گیرد و البته ممکن است تا حدودی زنان را نیز هیجان زده کند. در این تفکر غالب رضایتمند بودن زنان ملاک عمل نیست و آنها چه تمایل داسته باشند و چه نداشته باشند، شرعاً موظف به تمکین جنسی در برابر شوهری که نفقه می پردازد می باشند. (البته این برداشتی غیر واقعی از شرع می باشد)
البته در مورد مردان هم وضع چندان رضایت بخش نیست زیرا اکثراً مبتلا به پاره ای مشکلات روانی – جنسی نظیر خروج زودرس منی یا تحریک ناقص آلت تناسلی می باشند و یا غالباً از تکنیکهای صحیح آمیزشی استفاده نمی کنند لذا حاصل فعالیت جنسی شان در بسیاری مواقع یک ارگاسم کامل و با مدت زمان کافی نمی باشد.رابطهء جنسی مطلوب آنست که در یک زمان منجر به رضایت کامل و کسب لذت ماکزیمم در هر دو طرف شود و ارگاسم زن و شوهر همزمان شود.موفقیت در این امر سمبل موفقیت در زندگی زناشویی است و نادیده گرفتن احساسات و نیازهای یکدیگر در این مورد سمبل بی توجهی به یکدیگر در زندگی است البته بیشتر این برداشتها در سطح ناخوداگاه رخ می دهد ولی تآثیر عمیق آن بر رابطهء دو طرف باقی می ماند و در دراز مدت به عاملی پنهان برای شعله ور تر شدن اختلافات زناشوئی مبدل می شود .ارگاسم یا اوج لذت جنسی یکی از موهبتهای بزرگ الهی است که موجب رفع بسیاری از تنشهای درونی و کسب آرامش روانی می شود. این پدیده یک تخدیر یا نشئة سازی طبیعی است که در زندگی پر تنش امروز همچون آبی برآتش التهابات درونی انسان عمل کرده و در صورتی که بطور کامل و به مدت کافی و به دفعات مناسب حاصل شود به سلامت روان کمک شایانی می کند.زن نیز همچون مرد به این عامل آرامبخش نیاز دارد. اما مراحلی که او برای رسیدن به این حالت باید پشت سر بگذارد با مرد متفاوت است . او باید اولاً از انگیزه و میل کافی برای فعالیت جنسی برخوردار باشد که مسایلی چون اضطراب یا اختلاف با همسر یا نامطلوب بودن ظاهر همسر(مثلاً بوی بد پا یا دهان او) یا سابقهء برخی رفتارهای جنسی مرد که از نگاه زن ناخوشایند بوده است این میل و انگیزه را کم می کند. گذشته از این او برای رسیدن به امادگی لازم برای ارگاسم به زمان بیشتر و تحریکات ملایم و متوالی نیاز دارد و مرد با صرف حوصله باید آمادگی لازم را در وی به وجود بیاورد و به سلایق وی احترام بگذارد و اساساً نحوه و زمان فعالیت جنسی باید مورد توافق دو طرف باشد. البته زن نیز باید نیازهای شوهر را در نظر بگیرد و با او برای دستیابی به یک ارگاسم موفق و همزمان همکاری کند.از آنجا که نیاز جنسی از قویترین نیازهای درونی بوده و رابطهء تنگاتنگی با ناخودآگاه انسان دارد عدم رعایت نکات فوق الذکر به اختلالات پیدار و عمیقی در روابط زوجین منتهی می شود که می توان به تنفر از همسر ، دلخوری ، حسادت و رقابت برای سرکوب یکدیگر، مقصر دانستن همسردر بسیاری از مشکلات زندگی، حس انتقام گیری ناخودآگاه ، احساس تحقیر شدن توسط همسر، احساس عدم اعتماد به نفس، احساس شیئ بودن و ملعبه واقع شدن و احساس مورد بی اعتنایی واقع شدن اشاره نمود.
این مسایل توسط سایر تنشها و اختلافات، تقویت شده یا در قالب آنها تجلی و بروز می یابد و شکاف بین همسران را رفته رفته عمیق تر می سازد.

کلمات کلیدی مطلب : رابطه جنسی - جالینوس - انزال زودرس -
تعداد بازدید : 4613



کلمات کلیدی :